هدیه ی خدا...یلداهدیه ی خدا...یلدا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره
هدیه ی خدا...یاسینهدیه ی خدا...یاسین، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

یلـــ♥ـــدا و یاسیـــ♥ـــن... موهبتهای الهـــ♥ـــی

نه ماهگی شیطون بلا

1392/6/26 5:39
409 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز مامااااااااااااااااان سهلااااااااااااااااااااااااااااممممماچمژه

مامان فدای قدو بالات بشه فسقلیه شیطون من ماچدیگه یه ریزه فرصت هم به من نمیدی بیام وبلاگت رو آپ کنم شیطون بلااااااااااااااااا چشمک

کلی خبر دارم نمیدونم از کجا شروع کنم متفکر

چند روز پیش رفتیم به دیدن مامان جون اینا و چند روزی رو اونجا موندیم کلی بهمون خوش گذشت و انرژی گرفتیم به شما که بیشتر خوش گذشت و کلی با محمد طاها بازی کردی و یه عالمه چیز یاد گرفتیاز خود راضی

بالاخره بابا و ماما رو گفتی و مارو حسابی ذوق زده کردی شیرین زبونــــــــــــممممماچ

یه پیشرفت دیگه ای که داشتی به راحتی از پله بالا میری و از خوشجالی جیغ میزنی و بازم میخوای بالاتر بریتشویقشما لذت میبری و من دلنگرانتر میشمنگران

دیگه به تنهایی دست میزنی و خوشحالیه خودت رو با آواز خوندن به سبک خودت ابراز میکنی تشویق.وااااااااااای فدای دستای کوچولوت برم وقتی دست میزنی همچین صدا میده و ما رو سر شوق میاره که تا نبوسم اون دستها رو آروم نمیشمماچ

جدیدا برامون شکلک درمیاری و موش موشک میشی قربون صورت با نمکت بشم الهیابله

مادری تمام خونشون رو نشونت داد و همه رو حفظ شده بودی تا بهت میگفتن ساعت کو ؟ یا یلدا کجاست سریع جاشون رو نشون میدادی اونم با انگشت اشاره عزیز دلـــــــــممژه

گاهی خسته میشدی میومدی بغلم با اشاره به عکسها و قاب و ساعت میخواستی که تورو نزدیکشون ببرم قلب

اشیا رو دست به دست میکنی و مفهوم خالی و پر بودن رو میدونیبغل

عروسکهات رو دوست داری اگه کسی ازت بگیره اول باش حرف میزنی و با اشاره ازش میوای بهت بده اگه نداد از دستش میقاپی و تا نگیری کوتاه نمیاییاز خود راضی

با بچه های از یه ماهه تا یازده ساله به چشم نی نی نگاه میکنی و باشون بازی میکنیمژه

راستی تو مسافرت که بودیم چند تا نی نی جدید دیدی یکیش محمد پسر عمو کوچیکه من و پرند خانوم دخمل پسر عمه من ... فکر میکردی عروسک هستن و میخواستی باهاشون چشم چشم دو ابرو بازی کنیخنده

دیگه احساس میکنی که بزرگ شدی و وقتی تو یه جمع نشستیم و داریم حرف میزنیم یهو شما رو زانوهات میشینی و کف دستت رو بالا میگیری و با صدای بلند یه چیزی مثل یایایایایایااااااا میگی و نظر همه رو بخودت جلب میکنی انگار که شما هم میخوای چیزی رو تعریف کنی .. وقتی بهت میگم خوووووووووب بگو بازم دارم گوش میدم میخندی و خودت رو جمع میکنی و با صدای آرومتر بازم دستات رو تکون میدی و اطراف رو بهم نشون میدی ززززززززززززززززززنـــــــــــــــــــــــدگـــــــــــــــیبغل

راستی تا چند وقت پیش روروک یه وسیله ی خوبی بود تا بتونم داخلش نگهت دارم و به کارام برسم اما دیگه توش بند نمیشی  بیشتر دلت میخواد بهش آویزون بشی از اونم بالا میکشی ... بابایی میگه دخملم مثل باباش میخواد کوه نورد بشهقلب

دیگه چـــــــــــــــی؟؟؟؟؟؟متفکر

ماشالا خیلی شیطون شدی و سرعتت خیلی بالاست تا من بیام عکس العمل نشون بدم شما کارت رو کردی  از بهم ریختن سفره بگیر تا کشیدن هر چیزی که آویزون باشه خالی کردن کیفم و باز کردن کشوهای کمد

واااااااااااای یادم اومد مدتیه به کلید و پریزها علاقه نشون میدی خنثی

شمع تولد نه ماهگیت رو هم بجای اینکه فوت کنی خاموشش کنی با انگشت خاموش کردینگران و دستت سوخت و کلی گریه کردی و همش انگشتت رو نشونمون میدادی تا بوسش کنیم ماچ

آخ آخ چند روزپیش هم نذاشتی ناخنهات رو کوتاه کنم کلی خط انداختی به صورت خودتناراحت

همش نگران اینم نکنه اتفاقی برات بیفته یه لحظه هم نمیشه ازت غافل شد بسسسسسسسکه کنجکاوی و دلت میخواد از همه چیز سر دربیاریبغل

 

به نظرتون وروجک داره چیکار میکنه؟؟؟؟متفکر

1

 

واااااااای یلدا بازم دمپایی؟؟؟؟تعجب

ماماااااان خب مگه چیه ببین چه خوشگلــــــــهاز خود راضی

2

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (15)

زهرا مامان ایلیا (شیرین تر از عسل )
26 شهریور 92 5:09
سلام عزیزم وقت به خیر شما هم که شب زنده داری مثل من
یلدا خانومی چه کار میکنه ماشالله خانومی شده برای خودش


سلام خانومی
بله دیگه چه کنیم
ماشالا بزرگ شده و شیطووون
زهرا مامان ایلیا (شیرین تر از عسل )
26 شهریور 92 5:21
درسته منم دقیقا به همین دلیل بیدار میمونم انقدر که دیگه خواب شب از یادم رفته تقصیر خودمم هست خیلی به نی نی وبلاگ وابسته شدم






پس نی نی بهانه شده نــــــــــــه


زهرا مامان ایلیا (شیرین تر از عسل )
26 شهریور 92 5:49
عزیزم نحوه تربیت ما با مادرامون زمین تا اسمون فرق داره اصلا همه چی فرق کرده اون موقعه انقدر وسایل ارتباطی نبود و مادرا هیچ مشغولیتی جز خانه داری و بچه داری نداشتن بزرگترین تفریحشون صحبت کردن با بغل دستیشون تو صف نوایی بود و فقط از این طریق از دنیا (البته دنیا که نه محله )با خبر بودن اما حالا همه چی فرق کرده خونه ها کوچیک تر و وسایل های تزیینی و جا گیر بیشتر شده خوب معلومه که دیگه نمیشه مثل مادرامون بچه داری کنیم
حالا مگه چی شده که فکرت مشغوله عزیز دلم دوست داشتی بهم بگو



چی بگم والا
ترس از آینده روزگار و...
مامان آرتین
26 شهریور 92 9:01
قربون این دخمل شیطون برم من


خدا نکنه خاله جونی مهلبون
هدیه گلی
26 شهریور 92 13:18
عزیز دل خاله . قلبونت بشم . آفرین به دخمل نازم .
مامانی هدیه گلی من دقیقا همین کارارو که یلدا جون می کنه انجام می ده . خوبه از روی نوشته های شما کپی کنم . واقعا اینا فرشتن که خدا بهمون داده . امیدوارم بتونیم اون طور که شایستشونه تربیتشون کنیم . یلدای عزیزمو می بوسم و آرزوی پیشرفت هر چه بیشتررو رو براش دارم .


انشاالله
لحظه های من و تو
26 شهریور 92 17:26



خانومی هر کاری میکنم نمیدونم چرا نمیشه برات کامنت بذارم
الهام مامان یسنا
26 شهریور 92 19:19
ماشالله دخملی دیگه داره خانوم میشه. آفرین که حسابی خونه مامان جونت خوش گذروندی.
ماشالله دختر کوه نورد.
قربون انگشتت برم که اوف شد عزیزدلم.
برای یلدا نازنین


میسی خاله
هنوزم فلک میکنم انگشتم دلد میکنه
زهرا مامان ایلیا (شیرین تر از عسل )
27 شهریور 92 5:38
عزیزم خوبی مواظب خودت باش زیاد نگران و دلواپس نباش


ممنون گلـــمممم
چه میشه کرد دل مادره دیگه
زن دایی
27 شهریور 92 15:13
سلام به به چه دخملی
عمه جون چرا صورت خوشمل پسرم تو عکس نیست ,یکی از عکسایی که دو تا کامل افتادن میزاشتی



اونا رو تو پست بعدی میذارم عزیز دلـــــمممم
سجاد
27 شهریور 92 23:52
سلام .
بیاین تو و آهنگ جدید کلاه قرمزی رو دانلود کنین


چشششممم
samira
28 شهریور 92 0:45
راستی یه سوال
مامان با سلیقه این قاب های خوشگلو از کجا میاری میزاری دور عکس دخملمون


سایتهای مختلفی هست که میتونید ازشون استفاده کنین
sara
31 شهریور 92 0:25
salam.be mano pesaram ham sar bezan khoshhal misham


سلام عزیزم
چشم حتما
مامان سمیه پارسا جون
6 مهر 92 2:05
سلام گلم....من مامان پارسا هستم .دختر خییییلی نازی دارید .خدا براتون نگهش داره .امیدوارم توی این وبلاگ لحظات زیبایی را به ثبت برسانید.من با اجازه شما یلدا رو لینکش کردم اگر شما هم دوست داشتید پارسا رو قابل بدونید و دوست یلدا جون حسابش کنید.
مرسی از محبتتتون....
یلدای خاله با تمام دردانگیت میبوسمت.


سلام عزیزم ممنون بهمون سر زدین
به جمع دوستانم خوش اومدین
سورنا
8 مهر 92 9:35
این نی نیه که عکسشو از پشت گرفتن چه قشنگه
انگشتای کوچیکشو نگاه


سلام عمویی
lمرمر
9 مهر 92 2:07